ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

ترانه هستی من

یک روز گرم پاییزی

1392/9/25 14:20
نویسنده : ترانه❤️
187 بازدید
اشتراک گذاری

عسل مامان و بابا خوبی؟ امیدوارم همیشه خوب باشی

دیروز هوا آفتابی بود و خیلی سرد نبود تصمیم گرفتم ببرمت بیرون ،سر ظهر وقتی مدرسه‌ها تعطیل شده بود رفتیم بیرون  تو هم که شیطون بلا، اول وایستادی و این ور و اون ور رو نگاه کردی و تصمیم گرفتی و رفتی به پسربچه‌هایی که داشتن توپ بازی می‌کردن نگاه کردی و بعدش رفتی پیش دختر دبستانی‌ها و اونا یه کمی نازت کردن و باهاشون بای‌بای کردی و  همون موقع پسر بچه‌ها توپشونو گذاشته بودن یه گوشه و داشتن استراحت می‌کردن رفتی توپشون برداشتی و یه کمی به تقلید از اونا با پاهات توپ رو این‌ور و اون‌ور انداختی و بعدش دیدی بچه‌ها دارن از آبخوری پارک آب می‌خورن دست منو گرفتی و بردی که آب بهت بدم کمی آب خوردی و گیر دادی که دستاتو به آب بزنی و خلاصه به زور و با هزار ترفند تو رو از آبخوری دور کردم چون ترسیدم خودتو خیس کنی و سرما بخوری، اینقدر خسته شده بودی که وقتی اومدیم خونه بر خلاف هر روز ظهر که یک تا دو ساعت می‌خوابیدی سه ساعت خوابیدی .....

 

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

امیر
26 آذر 92 9:40
گلم عاشقتم نفسم زندگی من