ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره

ترانه هستی من

ساندویچ ترانه

1392/6/16 19:08
نویسنده : ترانه❤️
266 بازدید
اشتراک گذاری

دختر گلم چون خوب نمی‌خوابیدی وقتی دو ماهه بودی قنداقت می‌کردیم که راحت بخوابی الهی قربون دستات بشم که بسته‌ایم.

ترانه جونم برای واکسن دوماهگیت من و امیر با هم تو رو بردیم مرکز بهداشت، امیر توی اتاق نیومد من تو رو بردم توی اتاق و وقتی خانومه واکسنتو زد گریه کردی  و من موقع بیرون اومدن از در مرکز بهداشت اینقدر هول شده بودم (چون تو گریه می‌کردی) کم مونده بود بیفتم و وقتی سوار ماشین شدیم تو ساکت شدی و تو بغل من خوابیدی، ما هم رفتیم قطره استامینوفن برات خریدیم، وقتی اومدیم خونه ساعت حدودا 11/30 دقیقه بود و تو آروم بودی و من قطره استامینوفن بهت دادم ولی از ساعت 2 بعدازظهر شروع به بیقراری کردی و یک جیغ هایی می‌زدی که من از ناراحتی گریه کردم ، وقتی می‌دیدیم که تو بیقراری و پاهات درد می‌کنه خیلی ناراحت بودیم، دخترم اون روز تا صبح فردا تو تو بغل من بودی وقتی میذاشتمت زمین بیدار می‌شدی و گریه می‌کردی، من از کمردرد داشتم می‌مردم ولی وقتی تو رو آروم می‌دیدم دردم یادم می‌رفت بالاخره اون روز صبح شد و تو کمی دردت بهتر شده بود ولی تا 3 روز بیقرار بودی، الهی قربونت برم ان‌شاء‌ا... هیچ وقت ناراحتی تو رو نبینیم....آمین

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مریم (مامان ثنا جون)
29 مرداد 92 2:24
واااای خاله جون شما هم مثل ثنا جون بد میخوابیدی منم دست و پای ثنا جون را میبستم قنداقش میکردم تا شاید راحت بخوابه


مامی ایلیا
31 مرداد 92 18:58
سلام حنانه خانم وای وای چرا مامانت دستاتو بسته عزیزم ؟ دستات درد نمیکنه خوشگل خانم؟