ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

ترانه هستی من

ویروس لعنتی

1392/8/20 8:44
نویسنده : ترانه❤️
179 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترم امروز 21 مهر 1392، ساعت 2:19 دقیقه است و تو مثل یه فرشته کوچولو خوابیدی، دختر گلم امروز دیگه تحمل نداشتم و تو رو بردم دکتر با اینکه تو خیلی سرحال هستی و هیچ نشانه‌ای از مریضی نداری ولی روی زبونت از جمعه صبح  آفت زده و من حس میکردم که جمعه شب تنت کمی گرمتر از روزهای دیگه است ولی امیر می‌گفت که نه، تب نداره و تو حساس شدی خلاصه امروز بردمت دکتر، بگذریم که اونجا رو گذاشته بودی رو سرت هی راه می‌رفتی و می‌اومدی دست منو می‌گرفتی که بریم بیرون تو راه‌پله ها و تو بیرون رو تماشا کنی ولی آخراش دیگه خسته شده بودی موبایل منو ازم گرفتی و داشتی بازی می‌کردی که افتاد پایین و گوشیم از کار افتاد و همون موقع نوبت ما شد و دکتر گفت که احتمالا ویروسه و چون زبونت درد می‌کنه نمی‌تونی چیزی بخوری..... الهی دورت بگردم دیروز هیچی نخوردی و شب تا صبح چون گرسنه ات بود فقط شیر خوردی ان‌شاء‌ا... زودتر زبونت خوب بشه من خیلی ناراحتم ، به آقای دکتر می‌گم چجوری ویروس گرفته من خیلی مواظبم که دخترم مریض نشه می‌گه از هوا این ویروسها تو این فصل تو هوا پخشن ، ان‌شاء‌ا... تمام مریضیها از تو دور باشن....

 وقتی از دکتر اومدیم بیرون خواستم به امیر زنگ بزنم نگران نباشه که دیدم صفحه گوشیم از بین رفته و هیچی بالا نمی‌یاد بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن باهاش روشن شد ولی همه چیز با اندازه خیلی بزرگ، اینجوری بهت بگم که داغون شده.


پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)