ترانهترانه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

ترانه هستی من

بارون

1392/8/27 0:18
نویسنده : ترانه❤️
164 بازدید
اشتراک گذاری

 سلام به همه زندگیم، امروز 5 آبان 1392 هست و تو برای اولین بار بارون رو توی زندگی قشنگت دیدی البته بارون رو دیده بودی ولی الان چون بزرگتر شدی و به همه چی دقت می‌کنی و در حال کشف کردن دنیای خودت هستی بارون برات جالب بود ( چون پارسال خیلی کوچیک بودی و بارون رو نمی تونستی درک کنی) دیشب داشتیم می‌رفتیم خرید که بارون شروع به باریدن کرد و تو با دستهای خوشگل و کوچولوت به شیشه ماشین اشاره می‌کردی و با ذوق خاصی می‌گفتی" ا "؛ الهی قربونت بشم عزیزکم......

راستی یه چیز جالب دیگه امروز انجام دادی، عروسکت رو بغل کرده بودی و میگفتی" پیش پیش پیش" و وقتی دیدی من دارم نگاهت می‌کنم اومدی کنار من نشستی و دوباره حرکتت رو تکرار کردی اینم یکی دیگه از تقلیدهای آشکارت، هر روز که می‌گذره به تقلیدهات اضافه می‌شه.......

پنج شنبه ناهار رفته بودیم پیش آرمینا و همه هی بهت می‌گفتن: ترانه هاپو چی می‌گه و تو هم هی با اون دهن زیبات می‌گفتی"هو هو " و بعد همه قربون صدقت می‌رفتن و وقتی اومدیم خونه تو شرطی شده بودی و ما تا می‌گفتیم ترانه تو می گفتی"هو هو" ، الهی فدات بشم و من و امیر تصمیم گرفتیم برای دو سه روز ازت نپرسیم هاپو چی می‌گه تا تو از حالت شرطی شدن خارج بشی و خدا رو شکر که درست شدی و تا ازت نپرسیم تو دیگه این حرکت رو تکرار نمی‌کنی مگر اینکه صدای سگ رو بشنوی.....

گلکم جدیدا خیلی جیغ جیغو شدی برای هر چیزی و هر کاری جیغ می زنی، از اون جیغهای بنفش یعنی هر چیزی رو که می‌خوای اگه به دست نیاری جیغ می‌زنی و غرغر می‌کنی یا کاری رو که می‌خوای انجام بدی و من نزارم جیغ می‌زنی، البته این یه راهکاره برای رسیدن به اهدافت خیلی باهوشی چون میدونی که ما تحمل ناراحتی تو رو نداریم و با این کارت به اهدافت می‌خواهی برسی ....

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)