عروسک زیبای ما
سلام به بهترین هدیه زندگیم، امروز 26 آبانه و ساعت 9:20 دقیقه صبحه و تو خوابی البته تو هر روز ساعت 8 از خواب بیدار می شی و من خودمو میزنم به خواب و وقتی میبینی من خوابم شیر میخوری و دوباره میخوابی، عزیز دلم کارهای جدیدی یاد گرفتی دیروز میوه پوست کندم و دادم بهت گفتم ببر بده به امیر و تو هم بردی دادی ، الهی دورت بگردم دیگه کم کم داری حرفهای ما رو متوجه می شی ........
دو سه روزه انگشتت رو میزاری جلوی دهنت و میگی"سسسسس" مثل علامت سکوت، اینو از دایی یاد گرفتی اون روز جلوی تو این کار رو کرد و تو هم تکرار کردی و الان وقتی بهت می گییم ترانه بگو سسسس تو این حرکت رو انجام میدی....
دخترم دیروز داشتم جاروبرقی میکشیدم و از اونجایی که تو عاشق جاروبرقی هستی رفته بودی روش نشسته بودی و من موقع جارو کشیدن مواظب بودم که تو نیفتی، خیلی برام جالبه تازهگیا روی زمین میشینی و سرت رو روی جاروبرقی روشن میزاری الهی دورت بگردم؛ امروز بعد همه این کارهات به جاروبرقی تکیه داده بودی و با تقویم کوچک من بازی میکردی و من اومدم ازت عکس بگیرم و تو برای اولین بار به من نگاه کردی و لبخند زدی و من ازت عکس گرفتم ، خیلی برام جالب بود چون تو هر وقت میدیدی که من ازت میخوام عکس بگیرم زودی میاومدی طرف من و گوشیم رو ازم میگرفتی ولی این اولین باری بود که تو نشستی و به من نگاه کردی تا ازت عکس بگیرم....



عروسک زیبای ما 
